روح من دیوانه پرواز...

>‌>> بودن <<<
نویسنده : ــ آذرباد ــ - ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳۸٥
 

و تو انگار کن که هرگز نبوده‌ای
و من هرگز به نبودن
تو
بودن را
چنين حقير نينگاشته‌ام ...

با سرانگشت
لب‌هام را ببوس
بگذار بين پرستش و عشقبازی
آونگ شوم
در خاطره‌ی بشر
چون زنگ کليسا
در بلندای هستی

من به گريه التماس می‌‌کنم
يا گريه به من؟

و
تو انگار کن از آغاز بوده‌ای
مثل خدا
و مرا آفريده‌ای
مثل
نگاهت
يا
خنده‌هات ...

عباس معروفی


حالا خودت بگو ... من یا تو ؟ < ... >