روح من دیوانه پرواز...

مثل هميشه
نویسنده : ــ آذرباد ــ - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٤
 

خيالتان که راحت شد ...

دهان ناله هايم را که زير خاک کرديد ...

کسی را صدا زنيد ...

تا گور روحم را نبش قبر کند ...

همه تان بياييد ..

جمع خودمانيست ...« مثل هميشه »

ديدنيست ...يک گور دسته جمعی ..!

تکه تکه های غرورم را ببينيد که در آغوش آرزوها !

آرميده اند ...

.......

هوار گريه هاتان حالم را بهم ميزند ...

دروغ می گوييد .. « مثل هميشه »

نگاه کنيد ...

صورتهاتان سياه شده... مثل دروغهايتان .

....

چه اهميتی دارد من چه ميگويم ...

فرقی ندارد .. « مثل هميشه »

...

اما ..

روز شيرينيست آن روز ..

« دستان من و آغوش خدا »

بهتر است زودتر برويد ...

اينبار حضورشما زياديست ... نه من .. !

 

ــ آذرباد ــ