... : برای خودم . برای خودت

 

جویای راه خویش باش <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ار این سان که منم

در تکاپوی انسان شدن

در میان راه دیدار می کنیم

حقیقت را ، آزادی را ، و خود را

در میان راه میبارد و به بار می نشیند

دوستی ؛ که توانمان می دهد

تا برای دیگران مامنی باشیم و یاوری

این است راه ما ، تو و من

.

سکوت سرشار از ناگفته هاست

.

احمد شاملو

.

.

.

.

اگر قرار به فراموشی باشد، همه چیز را فراموش میکنم

همه چیز یا هیچ چیز

همه چیز حتی خودم

هیچ چیز حتی تو

.

.

.

حس غریبی ست ؛

شبیه دل دل زدن های یک پرنده

 

 

 

/ 32 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسافر سکوت

سلام آزاده چطوری؟ خيلی سرم شلوغ بود و بی حوصله و فراموش کار و سردر گم و کم حواس و... شدم... اصلا نميدونم سال نو رو بهت تبريک گفتم يا نه... امروز هم اومده بودم چت نبودی و من رفتم... مطلبتم حس ميکنم تکراريه...

s.m

توی اين شهر شلوغ يک اشنا کنارم نيست حتی يک سر پناه واسه قلب بی پناهم نيست.......خدافظ!

Yaffa

از خداوند خواستم تا غرور را از من بگيرد. گفت:« نه! بازگرفتن غرور کار من نيست..بلکه اين تويی که بايد آن را ترک کنی.» گفتم پس کودکان و انسانهای معلول را شفا ببخش. گفت:« نه! روح کامل است و جسم زودگذر..مهم روح آنهاست برايم.» خدايا به من شکيبايی عطا فرما. گفت:« نه! شکيبايی دستاورد رنج است..به کسی عطا نميشود.آن را بايد بدست آورد.» پس به من سعادت ببخش ای بخشنده بزرگ. گفت:« نه! بازهم نه!خود بايد متعالی شوی..اما تورا ياری ميدهم تا به ثمر بنشينی.» ...

عادله

می دونم خيلی دير اومدم ولی سکوت سرشار از ناگفته هاست!

s.m

نرسيده ها!

بارون

اين روزا دردا هم درد غريبيست...بال بال ميزنيم برای رسيدن....و نميرسيم...!

بارون

سکوت هم از ناچاریه.از دوگانگی .از نداشتن شهامت.و چقدر من با شاملو وشعرها و صداش زندگی کردم.و چقدر و چقدر....مهم نیست.زندگی میکنیم.برای خودم.برای خودت.برای تو