شايد ...

 

سرمايه های يک دل

حرفهاييست که برای نگفتن دارد !

 

دکترعلی شريعتی

.............

در کوير هيچ نيست ...

نه حرفی  نه کسی

تندبادی سرگشته و ناآرام در اين بيکرانگی تشنه

همچون روحی تنها و سرگردان

ميوزد ... می نالد .... و می جويد و فرياد می کشد !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو کوير ... تويی و هزارتا چشم ...

هزارتا حرف .

هزارتا درد ..

داد بزنی آروم ميشی ؟

کی باورش ميشه خدا دستاشو برام دراز کرد .

اما من نگرفتم ..

 آذرباد

/ 10 نظر / 8 بازدید
ای فلانی...

...اره حرفهايی برای نگفتن....اصلا ادمو از ناگفته ها ميشه شناخت...

?؟ حميد ?؟

و رفت تا لب هيچ/ و پشت حوصله ي نورها دراز كشيد/ و هيچ فكر نكرد/ كه ما ميان پريشاني تلفظ درها / براي خوردن يك سيب/ چقدر تنها مانديم ./ ممنون از لطفت .

Ehsan

سلام ، منو می شناسی ؟؟؟ حالا اگر کسی پيدا شد که به سرمايه های دلش ، چوب حراج زد چی ؟ نمی دونم .... من دارم ميرم سفر ، برای يک مدت نسبتا طولانی ... خواستم خداحافظی کنم ... جواب سلامم که بی پاسخ موند ، حداقل خداحافظيم را پاسخ ده تا غرورم ...... موفق باشی .

کيمياي کوير

سلام. جالب است. همه‌ی سرمايه‌ها هميشه نگه داشته ميشوند. وبلاگ زيبا و با احساسی داری. موفق باشی. به من هم سر بزن

هيربد

سلام... بعد از مدت ها اومدم! اميدوارم منو ببخشی((چشمک)) متن رو خوندم! موفق باشی و شاد

تيگلاط

جمله ی اولو فکر می کردم از ( شاندل ) باشه.

گلوریا

گفته هايت که اينقدر موثراند.....ناگفته هايت چه ميکنند!....چه متهولانه بودند!

فرزانه

سلام. من فکر می کنم جمله اول اينجوری باشه : سرمايه هر دلی حرف هايی است که برای نگفتن دارد . خوشحال می شم که با هم تبادل لينک کنيم .