...

قول هایمان را در گوشی به خدا بگوییم بهتر نیست ...؟

" باشد که از خزانه غیبش دوا کند "

.

.

.

امین قافلهی آدم

آیهی مهر

یا محمد ..

ا د ر ک ن ا

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

با نامش ... روحمان وضو می گيرد و با صلواتش ... نماز می خواند

جيليز !

وستشفعنا يا محمد .. عند الله ...

عطيه مهربون

خدای محمد و محمد اقرا شنيده اش را بر زبانمان جاری سازذ.. بخوان به نام پروردگارت که تو را آفريد.

علی

باز هم غروب از راه رسیده و من دوباره دلم برای خدایم تنگ می شود . به زیر سقف آبی آسمان قدم می گذارم و از اعماق وجودم با تمنا خدایم را صدا می زنم. بادی خنک می وزد . آری خدایم با وزش بادی ندایم را پاسخ گفت و به من گفت که صدایت را شنیده ام ای بنده ی پر نیاز من ! باران اشک بر گونه هایم جاری شد و حس آرامشی آبی رنگ سراپای هستی ام را از نو نقاشی کرد. احساس کردم که به اندازه ی تمامی عمرم با خدایم حرف های نا گفتنی دارم . دریچه ی آسمانی قلبم را به سوی اوج به سوی خدای مهربانم گشودم و همه حرفها را در میان بقچه ی کوچک سجاده ام جای دادم و تقدیم خدایم کردم. ستاره ای در آن دوردست درخشید و خدایم به من لبخند زد. شوق رسیدن به او زیرکانه آرامشم را دزدید و من خیره به آن ستاره گریستم و پریشان حال و بیقرار وصال خدایم را طلب کردم. دستان پر نیازم را به سوی آسمان این بیکران هستی بالا بردم و با دانه دانه اشکهای ریز انتظار نجوای دلم را زمزمه کردم.... آن سفر کرده که صد قافله دل همراه اوست هر کجا هست خدايا به سلامت دارش

آقای ديوانه

حرفی نيست...

ر ا ي ع ت ب

حضوری گر همی خواهی، از «او» غافل مشو «حافظ»/ متی ما تلق من تهوی دع الدنيا و احملها ...

راضيه

تبريک ميگم... کچل رفته به اردو برای نصف گردو.... شاد باشد پرنده ای به نام آذر باد...