>‌>> بودن <<

و تو انگار کن که هرگز نبوده‌ای
و من هرگز به نبودن
تو
بودن را
چنين حقير نينگاشته‌ام ...

با سرانگشت
لب‌هام را ببوس
بگذار بين پرستش و عشقبازی
آونگ شوم
در خاطره‌ی بشر
چون زنگ کليسا
در بلندای هستی

من به گريه التماس می‌‌کنم
يا گريه به من؟

و
تو انگار کن از آغاز بوده‌ای
مثل خدا
و مرا آفريده‌ای
مثل
نگاهت
يا
خنده‌هات ...

عباس معروفی

khiregi.jpg


حالا خودت بگو ... من یا تو ؟ < ... >

/ 30 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تائيس

مرا آفريده ای... هماره جاودان!

سلمان

گاهی اون التماس دو طرفه است و گاهی.....

محمود

سلام عزیز خوبی ؟؟؟؟ببخش اگه دیر به دیر میام یه خورده گرفتارم به بزرگی خودت ببخش رفیق باز هم مثل همیشه زیبا بود .... به روزم و منتظر تا بعد یاحق

مسافر

آپيدم

مسافر

نظر دارم ولی واژه ندارم فعلا..... بيخيال...: دی

برای دلقک زدم ولی هر کاری کردم قبول نکرد خوب پولش رو بده دیگه !؟ دیدم بهتره اینجا بزنم تا ببینه یه تیر دو نشون میشه تقدیم به هردوانه زیر باران باید رفت جور دیگر باید دید اذا احب الله عبده ابتلاه هنگامی که خدا بنده ای را دوست بدارد به درد سر میاندازدش داریوش می خونه فکر کنم ؟ همیشه در مصاف مرگ نقاب از چهره می افتد استحکام رو با فشار میسنجند اگر سست بود چاره میکنیم رفع عیب میکنیم اگه محکم بود استمرار میدیم و شکر میکنیم برای همه آرزو کن نترس مایه رو کس دیگه میده برای من هم

صدرا

راستی ... من بودم . بی نام فقط خداست ...

فائزه

چرا پيام هام واسط نمی آد دبشب ديدی يا نيومد؟