م ن

افتاده ام به واژه دزدی

اما این قفس رنگی که نمی شود ...

می شود ؟

ghafas.jpg

/ 18 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مارال

قفس يعنی همين زندانی که برای خودمان ساخته ايم و اسمش صد البته زندگی ست ولی من در اين روز مرگی های مدام همه رنگها را در هم می بينم بدون هيچ مرزی و شايد باز زندانی ... شوق پرواز اگر نبود که هيچ کس به بالا نگاه نمی کرد ديگر . نگاه می کرد ؟ شوقت هميشه مستدام همسفر بال های آبی من .

شبگرد.........

با همین واژه های دیگران است که نقش بستیم قصه های مادر بزرگ بکن نکن های مادر باید های پدر اینطور انطور های معلم ایکاشهای دوست ترانه ها پیا مهای خدا ........ ما همه دزده بی گناه واژه هستیم مگر ما از خود جز امو خته های انها چه داریم ما از تغییر در هراسیم و دزد با قی می مانیم

مجنون

سلام دزدی تا کی؟ رنگ و لعاب تا کی؟ بيا خودمون باشيم. ديدی!؟ جوجه پرنده که می خواد پرواز رو ياد بگيره ، تا بخواد يياد بگيره صد بار با مخ می آد زمين... اگه پرنده نباشيم و بخوايم ادای پرنده ها رو در بياريم...بالاخره با صورت به زمين می خوريم...

راضيه

می شود؟...... نمی شود...........

عطيه مهربون

هر قفسی رنگ خودش! هر دزدی هم.. از هر آب و رنگی عشق را مهر را هوا را زندگی را آن هم با دستی از ورای ميله های قفس می توان دزديد ؟ يا بر سر بازار گدايی کرد ؟ قفست سبز !

هيربد

اعصابم رو تو يکی ريختی بهم با اين روحت ٬ فقط بلده ديوونه بازی در بياره؟ خودت بهش بگو بپره بره وگرنه حاجی عصبانی می شه ها!

فائزه

اااا من اين عکس رو نيده بيدم دفعه قبل که اومدم !

امير

رنگی که نه ... اما شايد باز شود ... ميله ها نگه می دارند ... و واژه ها پرواز می دهند

محمد

قفس محدودی است برای ما و با هر رنگی علامت می توان علامت گذاری کرد