يا علی

دیده بگشا، بر ستم، در این فریـبستان

، ' علی '

شـمع شبهــای دژم ، ماه غریبســتان

، ' علی '

 

علـــــــــــــــــــــی

 

ماه،

این مسافر تنها ، آواره دشت های خاموش و خلوت آسمان ، آن شب، در نخلستا نهای ساکت پیرامون مدینه ،

چشم به راه علی (ع) بود

این زندانی تنهای خاک ...

مهتاب پر شکوه و بلند و زیبای زمین ،

این در انبوه شیعیان مجهول

تا مگر همچون هر شب از شهر پلید و از غوغای زشت نفیر های مردمی که در پستوی خانه های تنگ و تاریکشان خسبیده اند .،خود را نجات دهد و به دامن مهربان و پاک ، آشنای خود ، مهتاب کشد و در زیر سایه های درختان خرما ، آهسته و آرام و آسوده شب را و ساعت هایی از شب را با تنها یار و محرم و صاحب سرّ و شیعه ی خاص و علی شناس خویش ، « چاه » ، گفت و گو کند ،

سر پیش او آورد و آزادانه بگِرید .

بار سنگین غمها و درد ها و حرف ها را که بر سر دلش افتاده بود و بی تابش کرده است ، سبک تر سازد .

آری .. علی اینچنین زندگی می کند .

علی : « انسانی که هست ، از آن گونه که باید باشد و نیست! »

علی : « انسانی که در همه استعدادهای متفاوت و متناقض

روح و زندگی قهرمان است »

ازشمشیرش مرگ می بارد و از زبانش شعر، هم زیبایی دانش را می شناسد و هم زیبایی خدا را

هم پرواز های اندیشه را و هم تپش های دوست داشتن را

خون ریز خشمگین صحنه پیکار و سوخته ی خاموش خلوت محراب !

ارزش علی در بی نیازتر بودنش از دیگران نیست ،

بلکه در احساس کردن نیاز های متعالی تراوست ، نسبت به دیگران

                 دکتر علی شريعتی

 

""احساس کاذبی که برای ملت ما پیدا شده ، که چون هرسال وهرهفته وهمیشه از «اهل بیت»

سخن می گوید و همیشه برایشان می گِرید و همیشه مراسم و زیارت و زیارت نامه و دعا و احساس نثارشان می کند،

پس دیگر این ها را خوب شناخته!

« احساس کاذب شناختن » عاملی است که هرگز مارا حرکت نمی دهد ، که برویم و بشناسیم.""

 

    پ ن : ميون همهمه تنهايی ...

            ميون کوران هزار هزار سوال بی پاسخ

          از ترس ندیدن ها و نشنیدن ها و نفهمیدن ها

                چه آرامشی بیش از حضور تو !

           چه خوب به داد ميرسی و تذکر ميدی که :

                          

   ' انی اَعلَم بما لا تعلمون '

 

 

 

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ميم

سلام مرا پذيرا باش ... يا علی

Alone Space Man

ندای سبحان ربي الاعلي و بحمده.......... به خدای کعبه رستگار شدم........ و علی به خدا پيوست.......... ببخشيد که نظر ندادم . می دونم که حال و روزم رو می دونی! يه جورايی باز به هم ريختم ....... اين چندمين باريه که ميام ولی هيچ دفعه ای نتونستم نظر بدم ! صفحه کامنت های مغزم هنگ می کنه! تا بعد.......

hirbod

می دونی من خودم علی هستم!

ای فلانی زندگی شاید...

...ای کاش دلاور ظفر بر می گشت/ آن مرد حماسه و خطر بر می گشت/ آيينه کفر است مسلمانی ما/ ای کاش علی بار دگر بر می گشت...

wvivw

اين عکس........... آشناست

ماوراي عشق

سلام دوست مهربونم . خوبی ؟ واقعا از اينکه دير کردم شرمندم ... بايد بگم وبلاگ خيلی زيبا و قشنگی داری ... علی زیباترین واژه هستی ... از اينکه بهم سرزدی ممنونم ... من آپ کردم ... دوست داشتی بازم بيا پيشم ... منتظرتم .... قربانت ....

marjan

من عاشق آذر بادم بيشتر از همه زامياد...