وقتی که ، دستای باد ، قفس مرغ گرفتارو شکست ، شوق پروازو نداشت
وقتی که چلچله ها ، خبر فصل بهارو می دادن ، عشق آوازو نداشت
دیگه آسمون براش ، فرقی با قفس نداشت
واسه پرواز بلند ، تو پرش هوس نداشت
شوق پرواز ، توی ابرا ، سوی جنگلای دور
دیگه رفته از خیال اون پرنده صبور
اما لحظه ای رسید ، لحظه پریدن و رها شدن ، میون بیم و امید
لحظه ای که پنجره ، بغض دیوارو شکست
نقش آسمون صاف ، میون چشاش نشست
مرغ خسته پر کشید و افق روشنو دید
تو هوای تازه دشت ، به ستاره ها رسید
لحظه ای پاک و بزرگ ، دل به دریا زد و رفت
با یه پرواز بلند تن به صحرا زد و رفت

ــ فريدون فروغی ــ

 

 

 

/ 10 نظر / 4 بازدید
اي فلاني....

ای فلانی زندگی شايد همين باشد..../ راستی عيدت مبارک.......

اي فلاني....

تا بال و پر عمر به رنگ هوس است/ از اوج سارزير شدن يک نفس است/ آن لحظه که بال زندگی می شکند/ در چشم پرنده آسمان هم قفس است..../ ممنون

sokot

az webloget kheylee khosham omad movafagh bashy va shad.

beba

salam....mizashti ye sale dige addres in bloge ghashango midadi.........kheili ghshange.......khoda shans bede.......pas oon bloge digaro chi kar mikoni?.........ey bache alaf.......shookhi kardam ha?........behet tabrik migam....manam az har updatesh ba khabar kon...bbaye

beba

salam......dobare oomadam.......oomadam ke baghiyeye blogeto bekhoonam.......miporsi chera.......khob ghashange dige.....in soal dare......kheili ham ghashange.........omidvaram roozi faghat shahede sher haye khodet basham.......be omide oon rooz.....felan babye

ناشناس

ممنون که بهم سر زدی شعرت خيلی قشنگ بود *** پرنده مردنيست پرواز را به خاطر بسپار*** راستی آهنگ قوزک پا رو هم گوش کن می گه : دیگه این قوزک پا یاریه رفتن نداره تا بعد........

دلقک هستم از زاهدان

سلام عيدت مبارک رو توی وبلاگ جديدتون نگفتم . حالا گفتم .... وبلاگ جديدتون هم مبارک باشه .