دوستی

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دوستی هایمان

زندگی و انتظار های تلخ و شیرین ،

لحظه هایی به حرمت با هم بودن و به هوای هم ماندن

دردهایمان میان بغضی ، قسمت می شوند

و سکوت ، رضایت از خاموشی آشوبی

هرچند کوتاه و به غروبی مانند

و لبخند

تا انتها

و تمام .

/ 4 نظر / 2 بازدید
بارون

و درست وقتيکه فکر ميکنی تمام شده...ميبينی تازه شروع شده....سلام !

ف ب ف ل غ م د

همين که اين گفت! انقدر دنبال تموم کردن دويدی که آخرم شدی مسافر نيمه راهی. حالا يه روز می فهمی که انيشتين واسه خودش چه عارف قدری بوده و خبر نداشته! زمان گردالو ميباشدو انتهای همون لبخند رو اگر خوب می ديدی می فهميدی که لبخند تا ابتداست! راستی آخرم نگفتيا.. خوشگلی يا نه ناقلا؟

ف ب ف ل غ م د

الان داشتم با لک و پيس صورتم ور می رفتم یهو يه چيزی يادم اومد.. اسب آبی می گه که انقدر دنبال نشانه برای تموم کردن يک حقيقت - و درک اون - نگرديد. گاهی وقتا يه دفتر تا ابد باز حکم صد دفتر از ازل بسته رو داره.بلکه هم بیشتر! پس گیر زیاد ندهید!! (انجير به روايت اسب آبی - گفتار شونصد و پيش!)

عطيه مهربون

شما در انتظار تلخ بمون تا فردا بعد از امتحان بيام با رويايی شيرين! پ.ن : بعله شما خانوم محترم...