حسرت

نفس مي زند موج
نفس مي زند موج
 ساحل نمي گيردش دست
 پس مي زند موج
 فغاني به فرياد رس مي زند موج
من آن رانده مانده بي شكيبم
 كه راهم به فرياد رس بسته
دست فغانم شكسته
 زمين زير پايم تهي مي كند جاي
 زمان در كنارم عبث مي زند موج
نه در من غزل مي زند بال 
 نه در دل هوس مي زند موج
رها كن رها كن
 كه اين شعله خرد چندان نپايد
يكي برق سوزنده بايد
 كزين تنگنا ره گشايد
 كران تا كران خار و خس م يزند موج
گر ايننغمه اين دانه اشك
 درين خاك روييد و باليد و بشكفت
 پس از مرگ بلبل ببينيد
چه خوش بوي گل در قفس مي زند موج

                                        "فریدون مشیری"

با این همه لعن و نفرین ، آسون میشه این در و دیوار رو سیاه دید

چراغ اتاقم که قرمز ِ

بالای در هم میزنم : عبور پیاده ممنوع .. حتی شما دوست عزیز !

...

..

.

همیشه باید دلیلی برای حسرت داشته باشی ؟

 

/ 24 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رز !!

حسرت ... هیچی نمی تونم در موردش بگم جز اینکه دردناکه و زندگی انسان بدون درد ، غیر ممکنه ... !!

رويا

در دل من چيزي است، مثل يك بيشه نور، مثل خواب دم صبح و چنان بي تابم، كه دلم مي خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر كوه دورها آوايي است، كه مرا مي خواند سلام خوبی خيلی عالی بود واقعا شعرهای مشيری حرف نداره هر شعری که ازش خوندم واقعا لذت بردم ..راستی نماز روزهات قبول باشه موفق باشی التماس دعا من به روزم

ر ا ی ع ت ب

يا حسرتاْ علی العباد، ما ياتيهم من رسول الا کانوا به يستهزون ...

سلمان (آوازخوان)

برای مرگش دعا نکن! اوني که بعد از من کامنت گذاشته رو ميگم .. براش دعا نکن .. اگه می دونست که چی داری ازش ميخوای ، هرگز به خواستنش فکر هم نمی کرد ، چه برسه به اينکه مطرحش کنه

سرگشته تنها

حسرت ها بزرترين درد زندگی مان هستند و تنها می توانيم تلاش کنيم دردها تسکين يابند با آرامش! و گاهاْ فراموش شوند با شادی!

دلقک

http://moi-et-francais.blogfa.com/ اینو دیدم به یاد آبجی کوچیکه افتادم.

عطيه مهربون

حسرت و هرآنچه ... شاید آری! حسرت بودن و ماندن و خواستنهای پی در پی و نداشتن و نماندن و .. و گاه بی دلیل! بی دلیلی حسرت خودش دلیل است! نه ؟

نشاط

اينکه شده عادت...ياد نگرفتيم ارزش هر چيزو تا زمان بودنش بدونيم