...

افسون ِ بی نگاهی

بی نوری

.

.

.

حصار می بافم از دلتنگی برای این فاصله ها !

/ 16 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دلقک

بزار به حساب آدم بودن. آدم شدنم رو!

م ج ن و ن

... گر نهی پای به قبرم ظلمات است به يمن قدمت نور شود فاصله اتفاقی است سرد که اتفاق می افتد بيا فاصله ها را بشکنيم و معنا کنيم نگذار ديوارها تا فلک سر بکشند ....

مرغ مينا

اگه حتی بين ما فاصله يک نفسه نفس منو بگير..........

راضيه

من نيز می بافم اين حصار .......

bacchus

خواستم ببافم اما برای من این دلتنگی ها حصاری نداشت.......!

آوا

فاصله ها اما تمامي ندارند...

مجنون

گر نهی پای به قبرم چه خوش آن روز شود ظلمات است به يمن قدمت روز شود خيلی ضايع است آدم شعر خودش رو حفظ نباشه و غلط بنويسش.نه؟!؟! يا علی

خط

برای اين فاصله ها... فقط صبوری بايد.... شايد !

محمد

دور نشو.فاصله ها رو تسخير کن