آخه تو خدايی

 

آهای آهای کی پس خدا بود<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

کی لای چين پرده ها بود

 

عقربه های پنجره  تند تند روزا رو ردیف می کنن ... میرن ... میمونیم ؟

 

یا مقلب القلوب ...

 

هزار و سیصد و افسوس و اندوه . من که گفتم . تو ندیدی ،میشه دورشون ریخت؛باور می کنی ؟

 

یا مقلب القلوب ...

 

فریادمو  سکوت کردم  . اما تو شنیدی !  آخه تو خدایی .

 

یا مقلب القلوب ...

 

میشه من یه ماهی قرمز داشته باشم ؟ نه ... دوتا . تو حوض اون خونه قدیمیه ... زیر بوته یاس . بعدش ماهیا برن زیر سایهش... منم از اون گوشه خودمو ببینم . آخ ... کی اشکامو دید ؟

 

یا مقلب القلوب ...

 

بابا ... دستامو محکم بگیر . نه مثه بچه گیا ... که میترسیدی ، که میگفتی دستای کوچولوم درد میگیرن . من بزرگ شدم . خودت میگی . پس دستامو محکم بگیر . میدونم هیچکی نمیدونه من دلمو لای دستام قایم کردم . دستامو محکم بگیر . من اما سردمه . خدا کو ؟

 

یا مقلب القلوب ...

 

من بزرگ شدم ، اندازه آرزوهام ؟

 

یا مقلب القلوب ...

 

خستگی ها را باید از بین برد  !

 

 باید روحم را عادت دهم که دیگر به هیچ چیز عادت نکند .

 

نه به نگاهی ، نه به لبخندی و نه به حضور گرم رهگذری

 

و هراس من از آن روزیست که تقویم را بگشایم و در نگاهی به روزهای گذشته ببینم که تمام قداست آن لحظه ها در آتش عادات سوخته و خاکستر شده  .

 

خستگی ها را باید از بین برد !

 

 فراموش میکنم که غریبه ها احساسم را در کدام بیراهه عشق غریبانه دفن کردند   .

 

کجاست بشارت دهنده خوب من .همو که هرشب به خوابم میآید و ازسرانگشتانش رحمت میبارد.

 

بشارت دهنده من... تپش خون خداست در مُردگی رگ های زندگیم .

 

یا مقلب القلوب ...

 

وقتی که چشمات غیر از نگاهت آیینه هم داشت : اشکامو دیدی ؟

 

یا مقلب القلوب ...

 

میتونی بخندی ...  آخه تو خدایی .

 

 

 

حول حالنا الی احسن الحال .

 

 

 

بوی عيدی، بوی توت، بوی كاغذرنگی،

بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،

بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

 

 

شادی شکستن قلک پول،

وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،

بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

 

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسيا،

شوق یک خيز بلند از روی بته‌های نور،

برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

 

عشق یک ستاره ساختن با دولک،

ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،

بوی گل محمدی كه خشک شده لای کتاب،

 

 

بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،

شب جمعه پی فانوس توی كوچه گم شدن،

توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،

 

با اينا زمستونو سر می‌کنم،

با اينا خسته‌گی‌مو در می‌کنم

 

/ 32 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شب نقـــــــــــره ای

سال نو مبارک عزیزم / امیدوارم سال جدید سالی توام با صحت و سلامتی برای تو و خانواده ی محترمت باشه / سالی همراه با موفقیت و کامیابی در رسیدن به خواسته های قلبی و درونیت / من هم به سهم خودم طراوت و تازه گی این میراث کهن رو بهت تبریک میگم و مثل همیشه برات بهترینها رو آرزو می کنم / حق نگهدار تو و لحظه های ناب تو ...

شب نقـــــــــــره ای

و حالا فصلی دوباره با همان خط همیشگی / این نه عادت ما ، که عادت طبیعت است تا به ساده ترین حساب و کتاب خویش ، بهای رفته از عمر ما را برای ما بی امان ورق می زند و دوباره از ابتدا به الفبای با طراوت بهار تمام رنگهایش تا به تا می شود / حال شعر و روزگار شاعری شهر هم چون همیشه از همین سلام ساده پیداست / الا ایها حال احساس می کنم انگار چیزی هنوز ناپیداست که این همه ناگهان به یک حادثه ی تازه ختم نمی شود / شاید اتفاقی افتاده از قلم خدا یا جا مانده از خط سوم بندگان خدا / هر چه هست به رغم بود و نبود آنچه باید باشد و نیست ، همان هم که هست مرا واردار به این تبریک دوباره و سال نو مبارک بی بهانه می کند ...

مريم دریایی

سلام.عيدت مبارک! خیلی قشنگ و با احساس نوشتی. به هفت سين من سر نمی زنی؟(:

گندم

سلام عيدت مباررررررررررررک اميدورام سال خوبی واست باشه

رهگذر

نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد... سلام. سال نو مبارك. اميدوارم يكي بهترين سالها برات باشه. اصفهان هم خوش بگذره. جايزه‌ات رو هم گذاشتم زير يكي از ستوناي چهل‌ستون! فقط مواظب باش!! خيلي خيلي ممنون. موفق باشي

joolipooli

بدون آنچه که بايد چه فايده تکرار؟ هزار و سيصد و هشتاد و پنج بود يا چار! بدون عشق اگر بهشت هم برويم دوباره می خورد اين دل فريب گندم و مار سالی پر مهر داشته باشی بی درد با عشق

قاصدک

آرزو می کنم بزرگ شوی به اندازه ی آرزوهایت ...

Montaneli

خيلی از چيز ها جوری نيستن که به نظر ميان! حتی حقيقت!

Montaneli

خيلی از چيز ها جوری نيستن که به نظر ميان! حتی حقيقت!اينارو نزن که نشون بده! اومد! آره! همونی که خيلی وقت بود بايد ازش حلاليت ميگرفتم! همونی که انقدر مشکل پيش اومد که فراموشش کردم! شراره! اومد و کلی حرف زد! آتيش به جونم زد! سوختم! سوختم!سوختم! مودمم رو در آوردم! الان توی کافی نت هستم. تموم شد! تموم شد!‌تموم شد! خسته ام! خسته ام!‌خسته ام!