هبوط

نقطه ها ، همه ی فریادهایمانند ..

و من به ایمان می اندیشم .

.

.

نوری هبوط می کند ،

شب آغاز میشود ،

ربنا لا تواخذنا ان نسینا او اخطانا

و لا تحمل علينا ما لا طاقت لنا به

..

فاصله ها نیز همه فریادند ..

هراسی شیرین .. بند بند دلت را به ویرانی میکشاند .. !

انگشتانش را یکی یکی و آرام میان پیشانیت میکشد .. نگاهت میکند و می گوید : این رگ خواب است ؛

 نه مثل همیشه .. هرروز و هرجا .

 می گوید که : فرصت زنده است .. نباید که بمیرد ..

و هزاران باره می خواند و میداند که آیینه ایست در نگاه تو .. :

حول حالنا الی احسن الحال

.

.

من و تو باید که بمانیم ..

 شبی آغاز خواهیم کرد

در سکوت خانه کم و بیش خودرا خواهیم دید

 و چگونه بودن را زندگی خواهیم کرد ..

.

.

اشکم بر خاک ؛ به تو می گویم که بخند ..

و تو .. در تقاطع سلام ، همنشین خورشید می شوی ..

من .. می بوسمت و ماه می شوم

.

.

برگی میروید

قصه ای تمام می شود

و روز به حد ِ شکستگی در باد ، حضوری را در آغوش میکشد

.

.

و من به ایمان می اندیشم

و باید که جز خدا نیندیشید

زیرا که  << خدا >> رهاترین است .      نیمه شبی نزدیک / آذرباد

پ ن :

 این شعر رو با صدای استاد شجریان بی اندازه دوست دارم ..

و چقدر که با این روزهایم همنوایی دارد ..

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینـــــم

الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یـاد

مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم

جهان پیر است و بی بنیاد از این فرهاد کش فریاد

که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینــــم

اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست

حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینــــم  ( لسان الغیب )

 

/ 7 نظر / 11 بازدید
مجتبی (شاسوسا)

دختر خاله ...................................محشری به خدا ...................من می بوسمت و ماه می شم ..........و خدا ...........و خدا ...........و خدا ...............

سلمان (آوازخوان)

ايمان....................... هه! شعر حافظ رو خوب اومدی .. با همون صدای شجريان که گفتی................ ای همه وجود من نبود تو ، نبود من

عيسی

همين نزديکی ها ... يه بغض پير ... من،‌ ماه ... .

عطيه مهربون

و تو .. در تقاطع سلام ، همنشین خورشید می شوی .. من .. می بوسمت و ماه می شوم . . به قول یکی از دوستان عزیز بلاگر : من اگر ماه تابانم نور از تو گرفتم خورشید درخشان...

عطيه مهربون

اگر ماه تابان بمانی چه فرق می کند که شبها قد بکشند به طول یلدا یا حتی قد علم کنند .. ماه من ؟

مجنون

نيمه شبه نوای ابوحمزه تو فضا پيچيده . الهی لا تودبنی بعقوبتک و لا تمکر بی ...... يکی آروم اشک می ريزه ... يکی تو سجده هق هق می کنه . يکی رو به آسمون فرياد می زنه ... يکی نماز شب ميخونه ..... و يکی آروم خوابيده و لبخند قشنگی گوشه لبشه .... و من .... ای خدا چه شباهتی ..۶۴ .. و من اه نکشيدم .... گريه هم نکردم .... اشک هم نريختم ..... ضجه زدم الهی لا تودبنی بعقوبتک ولا تمکر بی فی حیلتک من این لی الخیر یا رب .ولا یوجد الا من عندک؟